به گزارش رخداد به نقل از ایرنا، همزمان با آغاز دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، فضای گفتوگوها بیش از هر زمان دیگری متأثر از پیامهای سیاسی دو طرف درباره امکان رسیدن به تفاهم است. این دور از رایزنیها در شرایطی شروع شده که تهران بر تداوم مسیر دیپلماسی تأکید دارد و آن را واقعبینانهترین گزینه برای عبور از اختلافهای موجود میداند.
در همین چارچوب، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر اینکه «توافق در دسترس است»، تصریح کرده است که تحقق آن منوط به این است که طرف آمریکایی دیپلماسی را در اولویت قرار دهد. این موضعگیری، نشانهای از رویکردی مثبت و مبتنی بر دستیابی به نتیجه در گفتوگوهای جاری تلقی میشود؛ رویکردی که میتواند مسیر مذاکرات ژنو را به سمت توافقی قابل اتکا هدایت کند.
برای بررسی این موضوع با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل متحد و تحلیلگر روابط بینالملل گفتوگو کردیم.
توافق امروز در ژنو میتواند متمرکز بر تفاهم درباره چارچوبهای اصلی باشد
دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا امروز در ژنو برگزار میشود؛ با توجه به سخنان وزیر امور خارجه و معاونین ایشان در خصوص طرح ایران، به نظر میرسد در این طرح اعلام شده که ایران حق غنیسازی را کنار نخواهد گذاشت و متناسب با نیاز واقعی کشور شامل نیروگاه تهران و سایر نیروگاههای کشور به غنیسازی با درصد پایین ادامه میدهد، اما در عین حال آمادگی دارد درباره سطح و کیفیت مواد غنیشده (۶٠ درصدی) گفتوگو و برای رفع نگرانیها از عدم نظامی سازی برنامه هستهای اطمینانسازی کند. این رویکرد تا چه اندازه میتواند مبنای یک مصالحه فنی و سیاسی قرار گیرد و آیا از نظر شما ظرفیت تبدیل شدن به نقطه مشترک میان دو طرف را دارد؟
درست است. تاکید مقامات ایران همیشه و همچنان این است که حق غنی سازی را به هر قیمت حفظ خواهند کرد. در حال حاضر ایران برای نیروگاه تحقیقاتی تهران به سوخت ۲۰ درصد نیاز دارد که فکر می کنم از حوالی ۲۰۱۲ سوخت لازم در داخل تولید می شود. بر اساس داده های تاریخی و عملیاتی، سوخت مورد نیاز این نیروگاه حدود ۶.۸ کیلوگرم در سال است. ساخت نیرگاه های دیگری نیز در حال برنامه ریزی یا اجرا است که متناسب با هر مورد ممکن است در آینده سوخت تولیدی در داخل برای آنها نیز استفاده شود. سوخت نیروگاه بوشهر را روسیه تامین می کند. اما فکر می کنم آنچه مهم تر است همانطور که گفتید «حق غنی سازی» است.
مقامات ایرانی در موارد زیادی بر حفظ «حق غنی سازی» تاکید کرده اند. همین تاکید گاه به گاه مقامات بر حق غنی سازی در ارتباط با راه حل های بینابینی و مورد قبول طرفین مورد توجه بوده است. اینکه ایران با تعلیق غنی سازی موافقت کند و در مقابل حق غنی سازی در ایران را به رسمیت بشناسد، یکی از این راه حل های بینابینی است که شایعه آن مطرح است. سابقه تعلیق غنی سازی را ما در سال ۱۳۸۲ داریم که ایران در توافق سعدآباد بر موقت و غیرالزام آور و داوطلبانه بودن آن تاکید کرد و هدف از آن را اعتمادسازی دانست. روشن نیست که آیا چنین فرمولی در ژنو مورد بحث است یا خیر.
راه حل دیگر که در برخی رسانه ها به آن اشاره شده «غنی سازی نمادین» است. روشن نیست منظور از «راه حل نمادین» چیست. آیا منظور این است که سانتریفیوژهایی بچرخند اما گاز یو اف ۶ به آنها تزریق نشود و مثلا گاز دیگری تزریق شود؟
راه دیگر «غنیسازی جزئی» است. در این رابطه می توان تصور کرد که غنی سازی حداقلی مثلا بتواند برای تامین سوخت نیروگاه تحقیقاتی تهران کاربرد داشته باشد. به هر حال، اگر یک راه حل بینابینی امکان پذیر باشد، دو مسئله در ارتباط با آن مهم است یکی راستی آزمایی که حضور رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در مذاکرات تقویت کننده این احتمال است و دیگر مسئله حیاتی برای ایران، کاهش یا لغو تحریم است. اگر امروز توافقی حاصل شود می تواند در حد یک توافق چارچوب، یعنی محورهای اصلی، باشد با این فرض که کار روی جزئیات بعدا انجام شود.
دور کردن ابر جنگ از آسمان کشور مهمتر از هر چیز دیگر است
این گفتوگوها در حالی دنبال میشود که ایالات متحده حضور نظامی خود را در اطراف ایران افزایش داده و همزمان رییس جمهور آمریکا از گزینه نظامی در صورت عدم دستیابی به توافق سخن گفته است. این فضای تهدیدآمیز چه تأثیری بر روند مذاکرات دارد و آیا اساساً میتوان در چنین شرایطی به یک توافق پایدار و متوازن دست یافت؟
در چنین فضایی نیل به یک توافق پایدار غیرممکن نیست اما بعید است بتوان از امکان رسیدن به یک توافق متوازن صحبت کرد. به هر حال، این تهدید نظامی یک واقعیت است و صحبت از آن در اواخر دولت جو بایدن شروع شد. در آن دوره کارشناسانی با تمایل جمهوری خواهی و دمکرات این بحث را در آمریکا شروع کردند و مدعی بودند که مذاکره با ایران بدون وجود یک «تهدید معتبر» به نتیجه نخواهد رسید. ترامپ از همان اوایل کار در فوریه به این توصیه عمل کرده و همزمان با پیشنهاد مذاکره، تجمع نیرو در منطقه را نیز شروع کرد.
بعد از جنگ ۱۲ روزه برای مدتی بر موضوعات دیگر مثل اوکراین و غزه و ونزوئلا متمرکز شد و دوباره به سراغ موضوع ایران آمد و دوباره «تهدید معتبر». در فروردین و اردیبهشت گذشته مذاکره ذیل چنین تهدیدی انجام شد که به جایی نرسید. سوال اکنون این است که این دور از مذاکرات که ممکن است نشست امروز در ژنو آخرین دور آن باشد، آیا به نتیجه خواهد رسید یا خیر. به هر حال باید امیدوار باشیم که مذاکرات به توافقی منجر شود. البته مهم است که این توافق پایدار و متوازن باشد، اما دور کردن ابر جنگ از آسمان کشور مهمتر از هر چیز دیگر است.
اگر نقصی در توافقی که ممکن است حاصل شود، وجود داشته باشد، همیشه ممکن است قابل اصلاح باشد. اما آسیب های جنگ ازجمله جانهای بی گناهی که می ستاند هیچ گاه قابل جبران نخواهد بود. خسارات عظیمی نیز که جنگ می تواند وارد کند، در شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی ممکن است به راحتی قابل ترمیم نباشد. تردید نیست که اولویت اول هر نظام سیاسی با فاصله بسیار زیاد از دیگر اولویت های آن جلوگیری از مصیبت و آفت جنگ است.
محتمل است که تمرکز ترامپ صرفا بر مسائل هستهای باشد
پس از سخنرانی صبح روز گذشته دونالد ترامپ در کنگره ایالات متحده و تأکید مجدد او بر پایان برنامه موشکی ایران ـ که از نگاه تهران خط قرمز محسوب میشود ـ این پرسش مطرح است که چگونه میتوان این اختلاف را مدیریت کرد؟ آیا طرح موضوع موشکی بخشی از دستورکار رسمی واشنگتن در مذاکرات است یا بیشتر تحت تأثیر فشارهای اسرائیل به روند گفتوگوها تحمیل شده است؟ این مسئله چه پیامدهایی برای آینده مذاکرات خواهد داشت؟
ترامپ در این سخنرانی مدعی شد که موشکهای ایران اکنون می توانند «اروپا و پایگاه های ما در خارج را تهدید کنند». او همچنین ادعا کرد که ایران «در حال ساخت موشکهایی است که به زودی به آمریکا می رسند». لذا، دونالد ترامپ تقریبا جز یک اشاره گذرا مبنی بر اینکه برنامه موشکی ایران باید در دستور کار مذاکرات باشد، سخنی نگفته است. سخن ترامپ در کنگره نیز حاوی مطالبه جدیدی نبود. ویتکاف اولین مقام آمریکایی بود که در ۱۶ ژانویه گذشته از لزوم مذاکره در مورد برنامه هسته ای و موشکی و گروه های منطقهای سخن گفت.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا هم در ۵ فوریه اشارهای به برنامه موشکی ایران داشت. بنابراین، محتمل است که تمرکز ترامپ صرفا بر محدوسازی برنامه هستهای ایران باشد و اصرار زیادی روی موضوعات دیگر نداشته باشد و اشاره به آنها عمدتا در رابطه با چانه زنی و داشتن اهرم مذاکراتی باشد. یعنی اگر روی غنی سازی که برای ترامپ به لحاظ سیاست داخلی و نمایش برتری توافق احتمالی جدید بر برجام اوباما، توافقی حاصل شود ممکن است از پیگیری مسائل موشکی و منطقهای بگذرد.
البته شک نیست که این دو موضوع برای اسرائیل بسیار مهم است اما ترامپ نشان داده که می تواند به خواسته های نتانیاهو بی اعتنا باقی بماند. اگر توافقی اصولی یا چارچوب امروز در ژنو به دست نیاید، ممکن است دور دیگری از مذاکرات چندان میسر نباشد. حداقل سخنرانی ترامپ در کنگره و توضیحات روبیو برای ۸ رهبر دو حزب در کنگره در همان روز سه شنبه معنی دیگری جز افزودن بر ابرهای تیره در آسمان منطقه نمی توانست داشته باشد.